تبلیغات
سگ اصیل جنگ و مبارز و نگهبان, گارد و شکار - گر ماده و سگ نر ( نبردی عشقولانه )
سگ اصیل جنگ و مبارز و نگهبان, گارد و شکار

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

گر ماده و سگ نر ( نبردی عشقولانه )


اهالی ، زیر بام های کم نور و سرد خود در کنار اجاق های زغال سنگ در باره گرگی حرف می زنند که یک تنه شب های پیاپی به قشلاق آمده ، سگ ها را دریده ، خورده و رفته . و من که جزسگ چیزی نیستم ،اکنون همه هوش و حواس خود را جمع کرده ام که وقتی گرگ امد ، بر او بجهم و گلویش را چنان با دندان بفشارم ، که چشم هایش از حدقه بیرون بزند و در خاطر اهالی ثبت شود که آخرین سگ قشلاق گرگ را درید و جوید و بلعید و ماند . ناگهان صدای خش خش پای را بر برف می شنوم و هرم نفس های موجودی را در حوالی گستره ای که در آنم احساس می کنم . یک بوی عجیب ! به جای آنکه بترسم ، قلقلکم می آید . به جای آنکه بگریزم ، به سوی او خرامان خرامان می روم . و حالا نفس گرگ ماده پوزه ام می خورد . در چشم های او چنان سحری نهفته که بر جای خود میخکوب می شوم . تنش کش و قوس می آید و همه تن من به سوی همه تن او کشیده می شود . پوزه اش را لیس می زنم .گوشش را آرام گاز می گیرم و او بین دو چشم مرا بو می کند . همدیگر را می شناسیم .و به هم می پیچیم واز هم جدا می شویم . انگار هر دو زمانی یک وجود بوده ایم و کسی ما را پاره و پریشان کرده و بر تکه ای گرگ و بر دیگر تکه نام سگ گذاشته است . و گویی اکنون ما به بی اعتباری این نام گذاری پی برده ایم که ذره ذره تنمان شوق همدیگر را دارد . صدای قلب گرگ را می شنوم . باد در ما زوزه می کشد . برف در ما می بارد . آتش زغال سنگ خانه ها در ما می سوزد . آب دهانم را قورت می دهم . گرگ هم آب دهانش را قورت می دهد و به زمین برفی می خوابد . بر او می جهم . او ور می جهد و از من به کوچه دیگر می گریزد . تا میان کوچه دیگر که حریم نگهبانی من است به دنبالش می دوم و یک باره می ایستم . گرگ به کوچه دیگرمی پیچد . برایش واق واق می کنم .می شنوم که اهالی می گویند : هوار هوار گرگ آمد . هوار هوار . گرگ رفته خرامان باز پس می آید و باز خود را به پوزه من می مالد . می شنوم که اهالی پای اجاق های زغال سنگ به زبانی که زبان سگ ها نیست دعا می کنند ، می شنوم که یکی می گوید : این جنگ نیست ، این عشق است . آنها دارند جفت گیری می کنند . می شنوم که یکی می گوید : گرگ ماده ، سگ نر را فریب داد . حالاست که از آبادی دور شود و گرگ های نر بر سر او بریزند و پریشانش کنند ، هوار هوار. ناگهان گرگ ماده مرا نیمه تمام رها کرد و چنگی آرام بر روی من می کشد . می گریزد . در پی گرگ ماده که رفتنش مرا از خودم بیرون می کشد ، از آبادی بیرون می شوم . در پشت تپه چهار گرگ نربر سرم می ریزند . و مرا جر می دهند . مرا می درند . مرا پاره پاره می کنند . و من با آنکه زیر دندان های آنها جویده می شوم و خورده می شوم ، هنوز شهوت یک هم آغوشی نیمه تمام را در چشم های گرگ ماده با یک سگ در حال خورده شدن می بینم و همین نگاه مرا چنان از خود بی خود می کند که هیچ نری چنین درد و لذتی را با هم به یاد ندارد

اکنون من گرگی خود را در سگی خود باز می جویم و سگی خود را در سنگی خویش



 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

درباره وبلاگ

سگ اصیل عراقی،سگ عراقی،سگ چوپان،سگ سرابی ،توله سگ سرابی،ژرمن شپرد،سگ مبارزه،سگ جنگجو،سگ قوی،سگ درشت اندام،سگ عظیم الجثه، سگ بگیر،سگ وحشی،تربیت سگ ،اصول تغذیه سگ،سگ بیابانی،سگ نگهبان،سگ میکس،سگ جنگی،نژادهای سگ، سگهای پلیس،سگ های تربیت شده،سگ کانگال،سگ دوبرمن،سگ شینلو،گرگ و سگ،سگ گرگ، سگ های گرانقیمت، سگهای اصل،سگهای سلطنتی،سگ های گازبگیر،سگ و وفاداری،سگ گرگ،گرگ و سگ،روته،کانگال اصل از ایران، کانگار،گانگال،گرگاس،سگ شکارگر،سگ محافظ،توله سگ اصیل،سگ بوکان،سگ مهاباد،سگ افغان،سگ دورگ گیری از گرگ،دورگ سگ با گرگ،
مدیر وبلاگ : سگ نگهبان و گارد

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان